دیشب لم داده بودم خونه
یکی از رفیقام زنگ زد بیا جلو در
ادم سمجیه بگم نمیام نمیفهمه،
زورکی منو کشوند پایین
آخر رفتیم دریاچه چیتگر
خیلی وقت بود جایی نرفته بودم حس خوبی داشت
چقدر شلوغ بود
دوتامون ضایع بودیم، اول دمپایی های من
دوم شلوار اون ک هی داشت درمیومد 😂
