میگن هر سری که

از اشتباهاتش چشم پوشی کنی و ببخشیش

بیشتر عاشقت میشه، اما اینطور نیست

تو هرچی بیشتر عاشقش باشی

بیشتر از خطاهاش چشم پوشی میکنی

و به روش نمیاری و اون هرروز بیشتر از قبل

به تکرار اون خطاها ادامه میده

تا جایی که براش میشه یه عادت

و تو دیگه حق نداری نسبت بهش اعتراض کنی

چون عاشقشی !

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 12:15 توسط Boy | 

گاهی واقعا نیازه کمی هم به خودت حق بدی

و سعی کنی خودتو درک کنی

چون هیچکس تو شرایط تو نبوده.

گاهی باید از سرزنش‌ها

و عذاب وجدان‌ های کاذب

که مثل اسید از درون تو رو میخوره

رها بشی و یکم نفس بکشی

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:10 توسط Boy | 

امروز با رفیقم وایستاده بودیم جلو مغازش

یه پیرمرد رد میشد

گفتش اینو صبا که پسرش میره سرکار

عروسش از خونه بیرون میکنه

تا شب که پسرش برمیگرده این میره خونه

اینجور صحنه ها قلب منو به درد میاره

امروز کلا فکرم درگیرش بود.

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 22:59 توسط Boy

ممکنه بعضی از آدما از زندگیت برن

ولی این پایان داستان زندگیت نیست

​​​​​​بلکه فقط پایان بخشیه که اونا

توی داستانت داشتن

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:18 توسط Boy | 

امروز فقط 5 بار این زنای همسایه اومدن و رفتن

هی میام یکم لم بدم زنگ خونه میزنن

تو اتاق هم نمیشه رفت مجبورم تو پذیرایی سر کنم

،

طرف با مادرش دعوا میکنه غروب میاد

تا 12 شب میشینه خونه ما

منم میشینم بدتر خود خوری میکنم

کی داغ کنم بیرونش کنم خدا میدونه

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:11 توسط Boy | 

به نظر میاد

دوست داشتن و دوست داشته‌ شدن

تنها ریسمانیه که واسه دووم آوردن‌ در این دنیا

میشه بهش چنگ انداخت‌

وقتی که این ریسمان نیست،

آدم حس‌میکنه‌ به هیچ جا تعلق نداره.

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 0:51 توسط Boy | 

آنچه می آید، خواهد رفت.

آنچه پیدا شود، دوباره گم خواهد شد.

اما آنچه که تو هستی فراتر از امدن و رفتن

و فراتر از توصیف است.

حضرت مولانا

11:11

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 11:12 توسط Boy | 

آنچه می آید، خواهد رفت.

آنچه پیدا شود، دوباره گم خواهد شد.

اما آنچه که تو هستی فراتر از امدن و رفتن و فراتر از

توصیف است.

حضرت مولانا

11:11

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 11:11 توسط Boy | 

اینکه شب برق میره

شاید مال خیلیا ناخوشایند

ولی من لذت میبرم و مثل ارواح تو خونه دور میرم،

"سیاهی مطلق"

​​​​​​

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:38 توسط Boy | 

هرچی میخوام رفیقمو ردش کنم بره

چند روز نبینمش نمیشه

میگم اربعین برو کربلا

نمیره

میگم بیا برو شمال

نمیره

بدتر میگه تو بیا باهم میریم

​​​​​​.

از نمایندگی چند بار زنگ زدن که سرویس دهی

چطور بوده ، منم تشکر کردم، گفتش اگه

پیام اومد میشه بهم امتیاز کامل بدید؟

گفتم چشششم، چههه ذوقی کرد :/

​​​​

​​​​​

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 17:26 توسط Boy | 

آپلود عکس

بالاخره این کارمم تموم شد

5 ساعت برا یه تعویض روغن :/

چون آدم اجتماعیی نیستم

بیشتر میرم گوشه و دور از همه میشینم

حالا از شانس من کلا دوتا خانوم اونجا بودن

اونام اومدن پیش من نشستن :/

خود خوری میکردم فقط

​​​​

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 11:35 توسط Boy | 

ظهر میرفتم باشگاه

از شدت گرما چشمام باز نمیشد

یارو نشسته بود کنار دیوار چایی میخورد

به منم تعارف کرد /:

چجوری میتونن واقعا

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 20:44 توسط Boy | 

بالاخره بعد 2 روز تونستم نوبت

سرویس دوره ای بگیرم

از همه بدتر اینه ک 7 صب باید برم

:/

​​​​​​.

فکر میکردم فقط من نمیدونم پست چی باید بذارم

اما از وقتی دیدم طرف

پست راجب حسینیه تو بنگلادش گذاشته بود

ب خودم ایمان آوردم

من میتوانم 😂

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 20:34 توسط Boy | 

هرچی اومدم خودمو با ایفن وقف بدم

دیدم نمیشه

همه چی اوکیه ولی

اکثر کارای من بانکیه

که اونم کلا رو اندروید راحتم

یا باید رو ایفن رمز و پسورد حفظ بزنم همش

هوووووف

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 11:4 توسط Boy | 

جوکر یه دیالوگ قشنگ داشت که می گفت:

«از کسی که همه دوستش دارن بترس

هیچ آدمی نمی تونه

خودشو از همه راضی نگه داره

مگر اینکه یه خصلت کثیف تو خودش پرورش بده

و اون دوروییه. »

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 20:26 توسط Boy | 

یه جا نوشته بود ک :

‏هروقت بين دوراهي موندين . شيرياخط . بندازين

مهم نيست شير مياد يا خط

مهم اينه تو فاصله فرود سكه

ميفهميد كه دلتون ميخواد نتيجه شير باشه يا خط ..!

نوشته شده در شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:25 توسط Boy | 

آپلود عکس

تا حالا آش نذری با لگن دیده بودید؟ 🤔

عجیییب

شهر عجیبیه

نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:19 توسط Boy | 

از اینکه همیشه باید با داداشم

سر چیزای تکراری بحث کنم خسته شدم

حافظه اش در حد ماهی

ولی 10 سال ازم بزرگتره

هوووووف -

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 17:46 توسط Boy | 

باید در خودت

یک گوشه ای از وجودت

آدمی ساخته باشی که در روزهای سخت

نیازی به پناه بردن به هیچ‌ کجا و هیچکس

نداشته باشه

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 14:10 توسط Boy | 

روز اربعین سالگرد بابا میشه

بعد کلی کلنجار تصمیم گرفتیم یه شام بدیم

حالا دنبال تالاریم

باید نزدیک و پارکینگ خوب و اسانسور

هیچ کدوم تالارها یا تکمیل نیستن

یا قیمت ها پرته

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:1 توسط Boy

عصبانی شید

بد اخلاقی کنید

یا اصلا هرکاری‌ دلتون میخاد بکنید

ولی هیچوقت کاری‌ نکنید‌ که آدم

حس کنه اضافیه

حس‌ اضافه بودن‌ گند ترین حس دنیاست

اگر جایی هم‌حس‌کردین اضافی اید

از اونجا برید حتی اگه خونه‌خودتون باشه.

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 23:7 توسط Boy | 

دوباره یکی مالیده به ماشینم و رفته :/

چرا واقعا

این حد بد شانسی اخه

این دومیش شد

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 22:0 توسط Boy

جنگ‌ بین‌ مغزی ‌که‌ میخواد ‌بمیره‌

و بدنی‌ که‌ میخواد‌ زنده‌ بمونه

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 2:13 توسط Boy | 

مالیاتم فعلا صفر شد :/ فعلا البته

​​​​​​،

داشتم میرفتم مغازه خرید کنم

یهو مستاجرم اومد

بهش گفته بودم تا اخر سال مغازه تحویل بده

حالا خانومش اومده بود جلوم گریه زاری،

واقعا نمیدونم چیکارکنم

دلمم نمیاد بگم بره

از طرفی هم قولش به رفیقم دادم

🤦‍♂️

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 11:45 توسط Boy | 

نمیدونم چرا هرکی میاد پیشم

راجب نکات منفی ماشینم بهم میگه :/

منم حرفاشون تایید میکنم تا بیخیال شن برن

اصلا نمیفهممشون

نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 12:13 توسط Boy | 

امسال مالیات منو بدبخت میکنه

خدا بخیر کنه :/

نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 12:11 توسط Boy | 

اینکه خود الانمو با پارسال مقایسه میکنم

الانم هیچی نیست

یه آدم بیکار و الاف شدم

و زندگیمو دارم به چرندیات میگذرونم

حتی دیگ نمیدونم چی از خودم بنویسم

حتی دیگه نمیدونم چی میخوام

:(

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 17:32 توسط Boy | 

مهم اینه که «مهربونی» دیر یا زود خودشو نشون میده

حالا جوابشو الان بگیری یا نه مهم نیست

مهم اینه هر آدمی

هرجای این دنیا که باشه

بعنوان «یه آدم خوب ازت یاد میکنه»

دلیلی باش تا آدما باور کنن هنوز خوبی وجود داره

تو این دنیا

نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 0:21 توسط Boy | 

اصرار واسه موندنِ آدما هیچ نتیجه‌ای‌ نداره‌

بجز اینکه

بعد از یه‌ مدت به‌ خودتون لعنت‌ میفرستید

که چرا غرورتونو‌ الکی الکی‌ خدشه‌ دار کردین

رفتنی رو رهاش کنید بره.

نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 0:12 توسط Boy | 

شارژرم رسید

چه خوبه ک فروشنده با انصاف باشه

فاکتور هم برام فرستاده، داخلش

شرط گذاشته ک اگه فیک باشه دوبرابر قیمتش

خسارت میده

امیدوارم همیشه بازارش داغ باشه

نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 21:55 توسط Boy | 
Archive
Code
. .
template designed by black theme