اینجا پر از روز مرگی ها و تفکرات مغز منه

چ بد چ خوب اینجا مینویسم

برای خودم :)

شاید یه روزی دل تنگ لحظه های گذشته بشم

:)

کاش میشد ک نبودنت ی خواب باشه

بابا 🖤

نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 23:33 توسط Boy | 

دوروز قبل واقعا سخت گذشت

ولی حال بابام بهتر شده :)

کم کم قلقش داره میاد دستمون

.

شدیدا بی حالم

.

کلید داده برم باشگاه باز کنم :/

حسش نی !

نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۱ ساعت 13:26 توسط Boy | 

همیشه سعی میکنم

حال بدم مال خودم مونه

دوس ندارم انرژی منفی باشم

یا سکوت یا لبخند :)

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 15:25 توسط Boy | 

این ماه مثلا ماه تولدم بود :(

بابام اوضاعش بهم ریخت :(

داداشم اینجوری شد :(

دزد اذیتم کرد :(

پای مامان بدتر شده :(

و.....

خسته شدم :(

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 12:29 توسط Boy | 

چ حس بدیه

اولش خبر تولد بود کلی خوشحالی

و الان

خبر فوت :(

دَوام نیاورد 😔

خدا به برادرم و خانومش کمک کنه

🌹🌹🌹🌹🌹

الهی ب امید تو

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 12:3 توسط Boy | 

شب طبقه بالا خوابیدم

صب زنگ زدن بیا کمک کن بابا بلند شه

دیگ دویدم 😂

.

صبحم با خبر خوبی اغاز شد :)

بعد 8 سال دوباره عمو شدم

یه دخمل کوچولو 🤩

برم بیمارستان ببینمش 😋

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 9:58 توسط Boy | 

دوبار تهدید شدم :)

هعیییی زندگی

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 0:27 توسط Boy | 

خونه پر از مهمون احتمالا تا شنبه بمونن :/

کاش جایی داشتم تا شنبه میرفتم

ارامش داشتم حداقل

ولی بازم نمیشه بابا رسیدگی میخواد :(

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 18:41 توسط Boy | 

و منمو بحث دوباره که

چرا نمیخوای متاهل بشی 😵

با چیزایی که من دیدم تو زندگیم

به داداشمم اعتماد نمیکنم :/

تو زندگی خودمم موندم یه دختر بیاد دیگ هیچ

😂

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 0:55 توسط Boy | 

داشتم لیست بروز شده هارو نگاه میکردم

برام جالب بود

هرکی دنبال یه خواسته ای چیزی

چه کوچیک چه بزرگ این تفاوت هاس

که به زندگی رنگ بو میده

حسودیم شد :/

کاش منم میتونستم تو زندگیم

هدف یا علاقه خاصی داشته باشم :)

.

باز چرت پرتای مغزم زده بالا

بدرود

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 17:54 توسط Boy | 

کم کم الزایمر داره میاد سراغ بابا

باز خداروشکر جسمی حالش بدک نیس

.

هی طمع میکنم ماشینم رو بفروشم 😵

الان 500 میخرنش

بذارم بانک یه سود بگیرم 😋

یه وانت بخرم برای کارای روز مره :/

ولش 😵😵😵

ولنتاین مباررررک

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 15:14 توسط Boy | 

یه دزد گرفتم انقدر تهدیدم کردن بخاطرش

منم لج کردم شکایت ادامه دادم

الان ابلاغیه اومده حوصلم نمیگیره دیگ

برم بخشش بزنم

با 15 میلیون ضرر 🤦‍♂️

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 22:35 توسط Boy | 

اخرم مجبور شدم پرده باز کنم و ببندم 😵

ب خیالم برف میاد راحت میخوابم

انقدر مهمون اومد کلافه شدم :)

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 21:13 توسط Boy | 

ظاهرن برف خوبی میاد

اگ بشینه بدبختم

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 10:43 توسط Boy | 

به وقت خونه تکونی !

یا

به وقت فرار من :)

.

اگه نپیچونم

یه فامیل ازم انتظار داره برم پرده باز کنم

نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 20:30 توسط Boy | 

تا اواسط ماه دیگ کار استارت میخوره

هنوز از بیمه نیومدن تاییدم کنن :/

باید حواسم به بابا باشه باز خوبه داداشم تا ظهر خونس !

اینجوری میرسم به کارای خودم باز

.

جدا از اینا

لعنتی پول چیکارا که نمیکنه

اعتبار خالص

نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 18:41 توسط Boy

لعنت به دلتنگی !

نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 12:11 توسط Boy | 

چقدر بده که مادر بین بچه هاش فرق بذاره

فقط دوتای اول !

من که اخریم با داداش قبلیم حکم تراول داریم فقط !

گریه زاری جلو ما . خوشیاش با اونا

هععععی

نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 9:59 توسط Boy | 

هوووووم

دیگ پاهاش جون نداره راه بره

بهش سوند وصل کردیم :(

دیدم داره اشهد میخونه :(((

.

پول تخت زدم براش یک الی دو روزه قرار برسه !

نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 0:16 توسط Boy

و تولدی که گذشت 🙂

.

دیگ رو پاهاش نمیتونه بایسته شرایط سخت تر شده

🤔

وقتش براش یه تخت بگیرم!

نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 14:40 توسط Boy

حمله کردن نگهبانمو با سنگ زدن تو سینش :/

خوبه تو صورتش نخورد !

جای کبودی چوب رو پشتس مونده !

بردمش دکتر و عکس برداری خداروشکر دنده هاش سالمه فقط کوفته شده

به بابا نگفتم ! دوس ندارم بهش استرس بدم :((

حالش خوب نیس بابا !

! داره برف میاد !

نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 23:43 توسط Boy
Archive
Code
. .
template designed by black theme