انقدر خبر بد دیدم که روانم بهم ریخته

بیشتر از هرچیزی نگران خانواده و مادرمم.

اخرین روز بهار 💔

نوشته شده در شنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 21:33 توسط Boy | 

دیروز موفق شدم کولر گازی مغازه پایین نصب کنم

حالا قبول دارم تو شرایط جنگی

این کارم بیهوده بوده

اما خب قول داده بودم

باید عمل میکردم تا ذهنم آروم بشه

نوشته شده در شنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 10:2 توسط Boy | 

اینکه صبح با صدای انفجار بیدار میشم

حس نابی برام داره :)))))

بالاخره نتم وصل شد 😁

نوشته شده در شنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 9:48 توسط Boy | 

هر لحظه ممکنه خبر بدی بدن

الان دقایق پر استرسیه

خدایا ب این مردم رحم کن 💔

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 0:47 توسط Boy | 

ب لطف نیرو های مردمی کارگاه پهباد سازی

و چندین تا از کامیون و وانت های حمل پهباد رو گرفتن

اکثرا اتباع بودن و بابت دریافت پول کارمیکردن

درکل ضربه اصلی رو نفوذیا دارن میزنن

بی ذات ها

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 11:11 توسط Boy | 

دلی بگم دوست داشتم الان از مسئول های بخش

هوا و فضا بودم

توی دفاع و تاکتیک و ارتقاع تسلیحات

از جون و دلم مایه میذاشتم ،

اینکه درراه انتخاب درستی باشم

خیلی بهتره تا بیهوده زندگی کنم

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 1:11 توسط Boy | 

هیتلر یه چیزی میدونست که میگفت:

روزی میرسد بخاطر اینکه حتی یک یهودی را

روی زمین زنده گذاشتم مرا نفرین خواهید کرد.

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 15:0 توسط Boy | 

همه چی بهم ریخته

و امیدوارم تمام دوستان وضعیت خوبی داشته باشن

منطقه ما که اینترنت شدیدا ضعیف

و به امید خدا امیدوارم زودتر شرایط درست بشه

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 22:17 توسط Boy | 

گوشی جدید گرفتم

داشتم برنامه بانکی هامو جا ب جا میکردم

یهو دیدم دیروز 70 تومن پول اومده به حسابم

نه کسی بهم زنگ زده و کسی چیزی گفته

حتی از طرف بانک هم پیام واریز نیومده

عجب گیری افتادم بخدا

امیدوارم شَر نباشه فقط🥴

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 0:41 توسط Boy | 

همیشه ما ب اندازه ی حرف هایی که

بهم دیگه نمیزنیم

از هم دور میشیم !

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 23:22 توسط Boy | 

تا وقتی کسی ازتون نصیحت نخواسته

نصیحتش نکنین،

مثلا این کاری که من الان دارم می‌کنم

خوب نی.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 11:58 توسط Boy | 

گوشی رو یارو دبه کرد 🥴

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 11:57 توسط Boy | 

رفتم کولر گازی رو خریدم 36 تومن

اخر شب هم میرم یه گوشی معمولی میخرم

خلاصه ول خرجیم گُل کرد

بعد دیگه میشینم یه گوشه و گذر عمر میبینم 🥴

امروز مادرم بردم پیاده روی

خیلی خوب راه میرفت، واقعا خوشحال شدم

کم کم میتونه به روال عادیش برسه

​​​​​​.

امروز یه رعد و برق عجیبی زد

بعدش صدای چندتا جیغ اومد 😁

فکرکنم اپیلاسیون طبیعی اینجوریه 😂🤣

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 19:23 توسط Boy | 

یه جا نوشته بود ک : اگر فکر میکنی

حرفی رو «باید» بزنی و دیگه

هیچ زمانی فرصت گفتنش نیست، درنگ نکن !

ولی اگر فکر میکنی هنوز میتونی برای گفتن

اون حرف صبر کنی،

حتی چند لحظه، اون موقع درنگ کن ...

یکی از نشانه‌های رشد و بلوغ آدمیزاد،

تشخیص درست‌‌ترین رفتار در همین دو راهیه

تأمل یا اقدام !

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 1:2 توسط Boy | 

هرچی معلم دینیمون از عظمت قیامت می گفت

اخر تنها سوال بچه ها این بود که

اون روز همه لختن؟

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 0:27 توسط Boy | 

از شددت بی حوصلگی دارم دق میکنم 😵‍💫

یه گوشی شیائومی دیدم

تا ماه بعد میخوام بخرم

گوشی الانمو دوست دارم ولی خیلی لگ داره

حالا تا ماه بعد ببینم چی میشه

از طرفی هم باید یه کولر گازی برای مغازه

بگیرم، قول دادم 🥴

نوشته شده در یکشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 22:57 توسط Boy | 

رفیقم اومده میگه بریم مسافرت

درجا رد کردم

با اینکه یه مدت دوست دارم برم سفر،

گفتم با شما جایی برم کلا دردسرید

بمونم خونه راحت ترم

یا دزدن

یا معتاد

یا دنبال شَر میگردن

یکی از دلایل خونه نشینیم همین اینان

نوشته شده در جمعه شانزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 16:43 توسط Boy | 

دادم ربات عکسمو انیمه ای کنه

اینو تحویلم داده :/

آپلود عکس

برگام ریخته اصلا

این کجا من کجا 🤣

یاد خاطرات خون آشام افتادم

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 21:7 توسط Boy | 

اسنپ و تپسی خواهش میکنم

امکان درخواست «راننده ساکت» رو

به برنامه اضافه کنن.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 10:47 توسط Boy | 

چندروزه مادرم میبرم پیاده روی

خسته کنندس، اما مادرمه

جدا از اون هرچی بدم میاد اشنا و فامیل

رو ببینم، الان دقیقا جلو چش منن.

برای جمعه شب داداشم اینا برنامه

شهرری حرم شابدالعظیم میچینن

نمیدونم برم یا ن

از دماغ آدم درمیارن باهاشون جای بری

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 22:43 توسط Boy | 

خیلی عجیبه

رفیقا انتظار دارن هی بهشون پیام بدی

خبر بگیری. بابا یکم بالغ شید

آدما سرشون شلوغه نمیرسن.

من خودم هنوز فصل 4 باب انیمه ام رو

تموم نکردم

وقت ندارم واسه این چیزا

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 1:27 توسط Boy | 

آپلود عکس

😁😁😁

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 10:50 توسط Boy | 

پرستار میاد خونمون فیزیوتراپی مادرم انجام بده

اینم لج بازه تا پرستار میره میگیره میخوابه

تمریناش کامل انجام نمیده

ایندفعه یواشکی ازش فیلم گرفتم

نشونش دادم

چشم غره میرفت برا من 😁

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 19:26 توسط Boy | 

صبح ساعت 9 تا 11 برق نی

بعد که برق میاد اب نی

گاز روهم چند وقت دیگه کلا قطع میکنن

وبه مردم میگن اجاق و پکیج برقی بگیرید

دیگه گازم نی

فقط من می مونم و خاطره هات 😁😁

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 13:47 توسط Boy | 

سووووخت دادم بد هم سوخت دادم

قرار بود بریم بانک درجا پولش بزنم

الان میگه روزی 100 بزن

کاش میریختم تو یه حساب دیگم امتیاز میگرفتم

حیف شد

ولی مهم نی دیگه

​​​​​

نوشته شده در یکشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 20:23 توسط Boy | 

تنها چیزی که روحمو شاد میکنه

لواشک محلی زرد آلو خالص

نوشته شده در یکشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 1:54 توسط Boy | 

حالا ک بهش فکر میکنم زندگی هم سخته ها

خودم تو خودم موندم

وای به حال اینکه دست یکی دیگه روهم

بخوای بگیری بیاری تو زندگیت

( اینا عوارض تلوزیون دیدنه صب تا شب تبلیغ

ازدواج و بچه) 😵‍💫

نوشته شده در شنبه دهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 21:5 توسط Boy | 

آپلود عکس

اومدم کلاس توجیحی گذاشتم که بازرس اومد

چی بگن و چجوری بگن

خدا بخیر کنه

امیدوارم بیمه حذف بشه بره

آپلود عکس

.

آپلود عکس

.

آپلود عکس

نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 12:12 توسط Boy | 

از خصوصیاتم اینه ک:

همزمان با یه بیمار روانی

و یه آدم دلقک

و یه بچه ۷ ساله سروکله میزنی

نوشته شده در چهارشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 13:45 توسط Boy | 

یه میلیون و هشتصد پول به کسی داده طرف

هنو پس نداده بهش، الان رفته به زور بگیره :/

فکرکنم من خیلی خرم 🥴

نوشته شده در چهارشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 13:21 توسط Boy | 
Archive
Code
. .
template designed by black theme