غیرممکنه یک نفر رو دوست داشته باشی

ولی نسبت به ارتباطاتش با بقیه

حساسیت نداشته باشی.

پس اگه یکی حساسیت نشون داد؛

بدونید که دوستتون داره.

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 23:6 توسط Boy | 

یکی از افتخاراتم الان اینه که

سریال سرقت پول تا اخرش

دیدم 5 تا فصل بود :)))

انقدر گرمه حال ندارم برم باشگاه

سریال ترجیح دادم

از فردا باشگاه :))

​​​​​​

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 19:41 توسط Boy | 

ب صورت چرتی بی حوصلم

یکمم باید ب خودم برسی

خیلی وقته فست فودی نرفتم

خیلیم دلم میخواد 😂

خیلی خودمو محدود کردم اگ بتونم

یکم ازاد باشم خوبه

​​​​​​.

تقریبا از اواخر سال 1400

درست از وقتی که بابا خونه نشین شد :)

مسعولیت خانواده افتاد گردن من

خرجای خونه و رسیدگی به کارا

ب معنای کامل تمرکزم از دست دادم

​​​​​​روخیلی کارا سریع یادم میره

واقعا پدرا چ مسعولیت هایی دارن

از طرفی یه داداش نخاله دارم ک هردفعه میخوام چیزی بگم بهش بابام نمیذاره :/

این تیکه اخر رید تو مطلبم رفت

ولش اعصابم خرد شد 😂

​​

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:23 توسط Boy | 

وقتی به پسرا بیشتر از ۵ ثانیه زل بزنید میری تو لیست دخترایی که بهشون پا دادن

😂

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:18 توسط Boy | 

آمار مراجعین به اوژانس تو روز عروسی محمدرضاگلزار سه برابر شده :))))دنیا مال همین اسکل‌ مسکل‌هاست،

ما زیادی زندگی رو سخت گرفتیم 😁

نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ساعت 18:45 توسط Boy | 

بیکار میشم میرم کانال های پروکسی

میخونم

منفی هس ولی واقعا دلی منو میخندونه 😂

شاید هراز گاهی یکی بذارم اینجا 🤪

نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ساعت 18:32 توسط Boy | 

آپلود عکس

برا خودم مکان درست کردم بیابون 😂

فارغ ز این جهانم 🤣

دودی نیستم مگرنه جای ی قلیون کنارش خالیه🤪

ب مرور باید تغییرات بدم.

خوراکی اضاف کنم بش. 😂

چایی نمیشه اب پز میشم چای بخورم اینجا.

تنها مشکلی ک دارم اینه گنجشک نرینه روم 🤣

نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ساعت 12:7 توسط Boy | 

چون میگذرد غمی نیس

اما به ولله همین درد کمی نیس…

نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:21 توسط Boy | 

بابا سرش گیج میرفت

اوردمش دکتر

با اینکه زیر بغلش گرفته بودم بازم ب زور نگهش داشته بودم :(

فعلا سِرُم زدن بهش

​​​​​​خدا قسمت کسی نکنه :)

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 18:45 توسط Boy | 

آپلود عکس

با هرکه سخن گفتم در خود، گره ای گم بود :)

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 11:25 توسط Boy | 

یه زمان اینستا باز میکردم

طرفدارای رعیسی با استوری خودشونو جررر میدادن

طفلکا الان صداشون در نمیاد دیگ :))))

کلیدی ک روحانی میخواست بده مردم

رعیسی داد به طرفداراش 😂

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 11:19 توسط Boy | 

مادرم میگفت زن همسایه اومده بوده دم خونمون

گفته خونه میخوایم بخریم 100 میلیون کم داریم

شما بدید ما بهتون چک و سفته میدیم :/

عاشق این همسایه ها شدم اصلا :))))))

باز بگی 10 میلیون 20 میلیون یه چیزی

100 میلیون کجای دلم بذارم اخه 😁😁

​​​​​​مادرم گفته نداریم جالب تر اینه ک طرف

ناراحت شده رفته 🤣

انتظارات رو تورم بالا میره انگار

​​​​

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:18 توسط Boy | 

الکی الکی 3 ماه از سال گذشتا :/

بکجا چنین شتابان :))

رو جواز کارم کارتخوان گرفتم گذاشته مغازه رفیقم

باهاش کار کنه مالیات نخوره :/

واقعا قبول دارم ادم بدبختی ام 😂

بانک رسالت افتتاح حساب کردم

شنیدم اگه گردش حساب داشته باشی وام میده

با کارمزد پایین

خیلی بدم میاد بدهی داشته باشم ولی

این واجب برام. امتحانش ضرر نداره 🤷🏻‍♂️

خلاصه ک اگ نبودم بدونید بازداشتم 🤣

اومدم چک بنویسم دیدم خرابش کردم

رقم ریال نوشتم حروف تومان 🤦‍♂️

الان نمیدونم باید چیکارش کنم

بذارم بمونه فعلا 😂

​​​​​​

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:13 توسط Boy | 

دانلود فایل با لینک مستقیم

ما هممون مثل همیم :)

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 20:42 توسط Boy | 

ی رفیق دارم

انقدر ک من بهش بی محلی کردم

خودم از رو رفتم ولی اون از رو نرفته هنو :/

ی بار جواب نمیدم، دو بار جواب نمیدم

ول کن نی باز میزنگه

(دلیلش دوس ندارم بگم 😁)

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 19:52 توسط Boy | 

تیکه بالای مغزم درحد انفجار دار تیر میکشه :/

دیشب ک نتونستم بخوابم

سرهمین ظهر 2 ساعت خوابیدم

هر وقت ظهر یا کلا روز خوابیدم

سردرد کلافه ام کرد @_@

​​​​​​.

​​​​

یه کارگر افغان سُنی دارم

امروز راجب ازدواج ما و اونا بحث میکردیم 😂

حدودن 20 سالش نامزد داره

میگه امسال هرچی پول جمع کنم اخرسال میرم

افغانستان عروسی میکنم 😂

نهایت با 80 میلیون میرن سر خونه زندگیشون

حالا اینجا طرف میاد میگ 500 تا سکه مهریه ام

از پول خون ش بیشتره :/

نمیدونم ماشین میخواد

عروسی انچنانی 😂

خونه میخواد

هروز لباس

و....

حالا هرکی ندونه باباش براش ریده بوده 🤣

​​​​​​.

کارگرم فهمید رسم و رسوم ما مضخرفه

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 19:46 توسط Boy | 

اومدم بیابون نشستم

گیج خوابم دیشب نخوابیدم 😵

حوصله خودمم ندارم

1.30 بشه برم خونه

.

تُنسى ،كأنَّكَ لم تَكُنْ ...‏

:)

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:4 توسط Boy | 

وقتی به امسال یعنی سال 1402 فکر میکنم

چهارستون بدنم سست میشه :(

درست هنوز 3 ماه اول سالیم چیزی نگذشته

ولی میدونم اتفاقات ناگواری پیش رومه

اتفاقاتی ک شاید دیگ منو مثل سابق نکنه :(

اتفاقاتی ک منو از درون منفجر میکنه:(

اتفاقاتی ک منو تو بغض و تنهایی خودم خفه میکنه :(

لعنت ب افکار اخرشب

منو دیونه میکنه

ولی خدایا این رسمش نیس 😢

هعیییی دل غافل

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 2:28 توسط Boy

از نظر روحی نیاز دارم فاز مسخره بازی

و چرت گوییم شروع کنم

اما ن حال دارم ن روحیه

بقولی پنچر کردم بدجور

گرما هوا هم اعصاب بهم میریزه

شرایطمم جور نیس دو، سه روزی برم مسافرت

بیکار باشی حوصلت سرمیره

کار داشته باشی عصبیت میکنه

درهرصورت خوش نمیگذره

اگ میتونستم فاز درونگراییم رو تغییر بدم

شاید پیشرفت میکردم

شایدم پَس رَفت

​​​​​​.

این ماه برام پر درد سر بود

فشار کاری و هزینه ها

50 میلیون چک کشیده بودم

خداروشکر پاس شد

حالا نوبت چک جدید 🤣

​​​​​​.

بخاطر داداشم قبول کردم یه ملک شریکی بسازن

میدونم تهش ضرر بدی میکنم

ولی خوبیش اینه شراکتم با داداشم تموم میشه تهش

تو اون قسمت ازش راحت میشم

راحت تر بگم از شَررش راحت میشم

خیلی گاوه واقعا اصلا نمیشه باهاش حرف زد

دقت کردید یه سریا هرچی میگی نمیفهمن؟

این دقیقا از اوناس 😂

بهشم گفتم. من باهات بحث نمیکنم

🤷🏻‍♂️

​​​​​​.

کرم ساعت خریدن در من میگنجد 😛

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:19 توسط Boy | 

اریزو 5 دراومد تحویل زمستان402

اگ قیمت شورای رقابت تایید بشه

صد درصد گرفتمش

اگه نشه کنسل :)

​​​​​​.

نیم ساعت پیش یکی پیام داد

​​​​​و از گفتنش بیزارم :/

​​​​​

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:15 توسط Boy | 

دوست عزیزی ک از طرف

پارمیدا

مال من انواع و اقسام فش فرستادی(پست قبل)

اولین و عزیز ترین دوست من اینجا پارمیدا

الکی دنبال خراب کردن کسی نباش

برو خودتو اصلاح کن

لنگه تو اینجا زیاده کسی ادم حسابت نمیکنه

هار میشی 😁

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 14:17 توسط Boy | 

آپلود عکس

کارتم یادم رفت بیارم نشستم

با شاهی و ترب و ریحان شیکمم پر میکنم

ضعف نَرَم فقط :))))))

ترکیب سمی

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:13 توسط Boy | 

امروز جواب انتخاب خودرو میذارن

ببینم چی درمیاد

اگ چیزی ک میخوام بشه عالیه😋

از اونجایی ک همیشه بدبیاری دارم

روش حساب کامل باز نکردم

یعنی درهرصورت شانس نیارم

عادیه برام عادت کردم 😂

.

Novella ادرس بذار برام :)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 12:5 توسط Boy | 

طبق معمول بیابون نشسته بودم

کارگر اومد میگ بیا کارت دارم

رفتم کنار درخت انجیر،

میگه یه مار 1 متری دیدم زیر درخت لونه

کرده بیا زمینو بِکَنیم بگیریمش :/

منم گفتم خدافس 😂

دیونس این بشر

کم مشکل دارم یه مار بیاد نیشمم بزنه

دیگ نور علا نور میشه این وسط

گفتم بش تو میخوای خودتو بکشی، بکش

منو چیکار داری 😂

رفتم تو ماشین درو بستم نشستم همونجا

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 21:31 توسط Boy | 

ساعتی ک سفارش دادم

آپلود عکس

چطوره؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 18:1 توسط Boy | 

آپلود عکس

چمدونمو دارم می بندم، با یه طرح کهنه از دلخوشیام

:)

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 11:54 توسط Boy | 

ی زمان بود سر هر موضوعی بحث جدال میکردم

ولی ب مرور این این حس منطق و بگذریم

در من فوران کرد :)

هرکی هرچی میخواد راجبم بگه مهم نی

برای نمونه تو همین بلاگفا

ی زمان کلی فش و تهدید ب هک و قضاوت

پشت سرم بود😂

دیدن بخاری از من بلند نمیشه بیخیال شدن

خیلی سر این موضوعات سوخت دادم 🤷🏻‍♂️

ی مثال راحت تر

پستای قبلی راجب کارگرم گفتم

ضرر زد حذفش کردم خیلی راحت

خیلی از رفیقام حذف کردم و خیلیا دیگ

چیزی ک همه بهش نیاز دارن تجربه شکستای الان تو

دلایل قویی برای محکم شدن توعه

من منطقی حرفمو میزنم ولی اگ از منطق من فراتر بری (حذف میشی)

زمستون من دوتا سرکارگر گرفتم

شرایطمو و چیزی ک میخوام باهاشون طی کردم و قبول کردن ولی یکیشون دورا دور زد زیرش فکر میکرد من نمیدونم 😁

منم بدون پیشوازی گفتم برو ب سلامت 🤷🏻‍♂️

پارسالم همین کارو کردم

هرکی میره پشت سرت حرف و حدیث درمیاره

این روال زندگیه

ولی مهم هدف های زندگی توعه

ساده بنگر، ساده لبخند بزن، ساده بگذر

باشد تا جاویدان شوی

​​

:)

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 11:50 توسط Boy | 

رفتم پلیس میگم پلاکمو جعل کردن و باهاش تصادف کردن و فرار و طرف خسارت دیده زنگ زده خسارت میخواد از من

باید چیکار کنم؟

پلیس: تو تصادف کردی؟

من: نه

پلیس : پس بگو به طرف بره شکایت کنه:/

من: دستت دردنکنه جناب لطف کردی 😁

پلیس: خواهش میکنم

و خداحافظی 😂

یا من خیلی جدی گرفتم یا اونا مهم نیس براشون 🤷🏻‍♂️

دیگ هم ول کردم اومدم بیابون نشستم و گذر عمر میبینم 😂

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 11:28 توسط Boy | 

مغزم داره میترکه

الان افکارم بهم ریختس کلا

کارامم هی گره میخوره عصبیم میکنه

بیشتر از همه فکر کارم اعصابم بهم ریخته

ی سری اخبار تازه بهم رسیده :/

صبح برم ببینم چی میشه 🤦‍♂️

خدایاشکرت :)

​​​​

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 1:22 توسط Boy | 

امروز رفتم یکی از کارگرام جوابش کردم بره

زرنگ شده بود طفلک دستش هرز میرفت :)

خوبیش اینه که با مدرک هم میگی قبول نمیکنن

یک ساعت بحث داشتم دوس نداشتم بگم برو بهش

ولی خودش نخواست بهم ضرر زد خیلی خوبی کردم بهش

ولی چه فایده !

بازرس اومد بابام تایید کرد خداکنه اذیت نکنن سریع بیمه بابام رد کنم !

احتمالا سال بعد کشاورزی ببوسم بذارم کنار

دیگ حوصله اعصاب خردی ندارم

اخر سال یه جمع حساب بزنم ببینم میصرفه یا ن !

30 ام حدود سی میلیون چک دارم :/ تا هفته بعد یه فکری براش کنم

تا شر نشده !

نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 19:44 توسط Boy | 
Archive
Code
. .
template designed by black theme