میخواستم سعی کنم ادمارو دوست داشته باشم
اما هر بار بهم ثابت میکردن که ارزششو ندارن
و جز نفرت و کینه لایق چیز دیگه ای نبودن
وقتی تماشاشون میکردی
میفهمیدی چقدر میتونن کثیف باشن
و پشت نقاب مهربونشون
یه هیولای ترسناک خوابیده
که هر لحظه تغییر شکل میده
نمیشه دوسشون داشت، غیر ممکنه.