مادرم کم کم داره از دست و پا می افته
و این فشار رو دوش منه
و بقیه داداشم اهمیت نمیدن و
دارن خون منو تو شیشه میکنن
کاش میتونستم رها کنم و برم
ولی عذاب وجدانش ....
مادرم کم کم داره از دست و پا می افته
و این فشار رو دوش منه
و بقیه داداشم اهمیت نمیدن و
دارن خون منو تو شیشه میکنن
کاش میتونستم رها کنم و برم
ولی عذاب وجدانش ....
دیگه رد داد با رفیقم دعوام شد کلا
خیلی دوست داشت منو بکشونه داخل مشکلاتش
ولی گفتم دیگه راضی ام به رفتنت
انقدر فشار عصبی بهم وارد شد گوشی از دستم دررفت
دوتا فشش دادم اومدم بیرون
زندگی منو جهنم کرده این بشر
ممکنه طول بکشه با کسی صمیمی بشی
ولی وقتی دیدی اون آدم یه شخصه خاص و با ارزشه
ولنتاین مبااااارک
وقتی با کسی چت میکنم مسخره بازی زیاد درمیارم
خودمو آدم بی اهمیتی نشون میدم
این نوع رفتار خودمم عذاب میده
نمیدونم چجوری باید درستش کنم !
اما تو واقعیت کاملا برعکس.
خودمم نمیدونم دنبال چی ام :/
تو فشار تنهاییم کاملا رد دادم
گفتم یکم از وضعیت بگم
دیدم همه میگن و به جایی نرسیدن
پس گفتنش تاثیری نداره،
درکل اگه جنگی چیزی شد و نتا قطع شد
دلم برای اینجا تنگ میشه و دوستان عزیزم
و مطمعنا اینسری شرایط فرق داره.
محکومیم به فنا :)
اگه ماسک بزنم اعتماد به نفسم بیشتره :/
از عجایب کارای اداری دولتی اینه ک
یا باید رشوه (شیرینی خودشون) بدی
یا باید بشینی تو لیست انتظار
که طبق معمول بعد چند سال پروندت گم میشه
از این خونه و خانواده خسته شدم،
کی گفته بچه های آخر خوشبحالشونه؟
هرچی درمیارم اینا از من میگیرن
هروز هم توقعاتشون بیشتر میشه.
ظرف و تمیزکاری و هزینه ها و....
نه تونستم به خودم رسیدگی کنم و نه پس انداز کنم
نه چیزایی که دوست دارم بخرم 💔
فقط نشستم دارم خودمو حرص میدم
کاش یکم به فکر منم بودن
ولی واقعا آروم آروم دارم کم میارم
نمیخوام ب نقطه ای برسه ک رها کنم.
.
.
کلا تو بروز دادن احساسم مشکل دارم
چند وقت پیش یه پستی گذاشتم
از همه خواستم قانون اساسی رو بخونن
ولی الان ازتون معذرت میخوام دیگه اصراری نیس.
از سال 401 مشکلاتم جدی تر شد
به حدی که واقعا کشش ندارم
همه هم فقط بهم سرکوفت میزنن
و توقعات بیجا دارن،
اگه قلبم اجازه میداد
الان تنها زندگی میکردم و کمی ارامش داشتم
حداقلش 💔
برنامه داشتم ماشینم عوض کنم
یه معمولی بگیرم و خیالم راحت باشه
ولی با وضعیت الان همه چی ریسکه 😵💫
منم آدم ریسک پذیری نیستم کلا :/
.
با وضع الانم فکرنکنم تا سال بعد درآمدم
با خرج کرد هام همخونی پیدا کنه /:
از اینکه چند سال پیش
با مهاجرت مخالفت شدید کردم
مثثثثثل سگ پشیمونم :/
و
اگه همینجوری نت قطع باشه
کم کم باید از خونه بزنم بیرون ول بچرخم
دیگه کشش خونه موندن زیاد ندارم :/
داره عصبیم میکنه.
ولی خب اجتماعی بودنم شدید کم شده
.
دیدم وقت دارم بیشتر کارای خونه تکونی تکمیل کردم
خیالم راحت شد