داداشم یخره گوشت مرغ اورده

میگه زنم یه هفته اینجاس بخاطر اون اوردم

ولی دیشب که داشتن میرفتن من تو کوچه بودم

دیدم دوتا مشمبا غذا پر کردن دارن میبرن :/

به نگاه چپ انداختم بهش

خودش فهمید مال همون بنظرم گرفته

​​​​​​.

تازگیا مادرم داره به خالم میگه چجوری غذا بپزه

وضع بهتر شده

نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 12:34 توسط Boy | 
Archive
Code
. .
template designed by black theme