داداشم یخره گوشت مرغ اورده
میگه زنم یه هفته اینجاس بخاطر اون اوردم
ولی دیشب که داشتن میرفتن من تو کوچه بودم
دیدم دوتا مشمبا غذا پر کردن دارن میبرن :/
به نگاه چپ انداختم بهش
خودش فهمید مال همون بنظرم گرفته
.
تازگیا مادرم داره به خالم میگه چجوری غذا بپزه
وضع بهتر شده