از وقتی مادرم اوردیم خونه

خاله ام اینا به ننبزرگم گفتن مادرم بیمارستان

همینجوری رسیدگی به مادرم سخت

اونم بیاد دیگ تمومه

حالا خوبه خاله ام پیشمون مونده

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 11:16 توسط Boy | 
Archive
Code
. .
template designed by black theme