از وقتی مامان از بیمارستان اوردیم
این دوتا گاو یه مسخره بازیی دراوردن تو خونه
که کلا اعصاب روان منو بهم ریختن
امروز صبح باز شروع کرد چرت و پرت گفتن
منم یکم نشستم دیدم ول کن نیس
رفتم بیرون
اصلا یادم نبود ناهار نخوردم
حوصله هیچیو ندارم
از وقتی مامان از بیمارستان اوردیم
این دوتا گاو یه مسخره بازیی دراوردن تو خونه
که کلا اعصاب روان منو بهم ریختن
امروز صبح باز شروع کرد چرت و پرت گفتن
منم یکم نشستم دیدم ول کن نیس
رفتم بیرون
اصلا یادم نبود ناهار نخوردم
حوصله هیچیو ندارم