مادرم کم کم داره از دست و پا می افته
و این فشار رو دوش منه
و بقیه داداشم اهمیت نمیدن و
دارن خون منو تو شیشه میکنن
کاش میتونستم رها کنم و برم
ولی عذاب وجدانش ....
مادرم کم کم داره از دست و پا می افته
و این فشار رو دوش منه
و بقیه داداشم اهمیت نمیدن و
دارن خون منو تو شیشه میکنن
کاش میتونستم رها کنم و برم
ولی عذاب وجدانش ....