مستاجرم زنگ زد

گفت کارم داره و برم

رفتم یه شاخه گل رز و تابلو مادر داد بهم

گفت اینو بدید مادرتون و از طرف من روزشو تبرک بگید

چه خوبه که آدما مهربونیو به هم هدیه میدن .

شاید این اولین خوشحالی من بعد ماه ها بود

نوشته شده در سه شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 19:53 توسط Boy | 
Archive
Code
. .
template designed by black theme