مستاجرم زنگ زد
گفت کارم داره و برم
رفتم یه شاخه گل رز و تابلو مادر داد بهم
گفت اینو بدید مادرتون و از طرف من روزشو تبرک بگید
چه خوبه که آدما مهربونیو به هم هدیه میدن .
شاید این اولین خوشحالی من بعد ماه ها بود
مستاجرم زنگ زد
گفت کارم داره و برم
رفتم یه شاخه گل رز و تابلو مادر داد بهم
گفت اینو بدید مادرتون و از طرف من روزشو تبرک بگید
چه خوبه که آدما مهربونیو به هم هدیه میدن .
شاید این اولین خوشحالی من بعد ماه ها بود