یکی از اشناها زنگ زده میگه بیا
یه تیکه باغ انگور باهم شریکی بخریم
گفتم با خانواده مشورت کنم میگم،
داداشم زنگ زد امار باغ گرفت
همه چی اوکی بود
اما باغ خرج داره، راه هم از تهران تا اونجا
حدودن 200 کیلومتره
منکه حوصلم نمیگیره برم
به آدمای اونجا هم اعتمادی ندارم،
گفتم بهش شرمنده
امیدوارم از من ناراحت نشه