صبی بابا گفت منو ببر بیابون
بردمش یه دوری چرخید خودش بدودن کمک من
یکمم توراه نصیحت کرد منو و... :)
گیر داده منو ببر بانک حساب باز کنم :/
ولی چشماش خیلی ضعیف شده
یه چشم پزشکی ببرمش عینک بگیره :)
صبی بابا گفت منو ببر بیابون
بردمش یه دوری چرخید خودش بدودن کمک من
یکمم توراه نصیحت کرد منو و... :)
گیر داده منو ببر بانک حساب باز کنم :/
ولی چشماش خیلی ضعیف شده
یه چشم پزشکی ببرمش عینک بگیره :)