امروز بالاخره مادرم مرخص میشه،

زنگ زده میگه که، برام امبولانس بگیرید بیارتم!

منم دارم خود خوری میکنم این وسط

دیروز قرار بود مرخص بشه

به زور خودشو اونجا نگه داشته

از خودشم هی تعریف میکنه من نمیترسم و...

کلا از خودش تعریف میکنه و کسی ازش تعریف کنه

دوووووق میکنه 😂

حالا جدا از اینا

خونمون یه طبقه باید از پله ببریمش بالا

بیشتر این سخته

نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 10:10 توسط Boy | 
Archive
Code
. .
template designed by black theme