تیکه بالای مغزم درحد انفجار دار تیر میکشه :/

دیشب ک نتونستم بخوابم

سرهمین ظهر 2 ساعت خوابیدم

هر وقت ظهر یا کلا روز خوابیدم

سردرد کلافه ام کرد @_@

​​​​​​.

​​​​

یه کارگر افغان سُنی دارم

امروز راجب ازدواج ما و اونا بحث میکردیم 😂

حدودن 20 سالش نامزد داره

میگه امسال هرچی پول جمع کنم اخرسال میرم

افغانستان عروسی میکنم 😂

نهایت با 80 میلیون میرن سر خونه زندگیشون

حالا اینجا طرف میاد میگ 500 تا سکه مهریه ام

از پول خون ش بیشتره :/

نمیدونم ماشین میخواد

عروسی انچنانی 😂

خونه میخواد

هروز لباس

و....

حالا هرکی ندونه باباش براش ریده بوده 🤣

​​​​​​.

کارگرم فهمید رسم و رسوم ما مضخرفه

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 19:46 توسط Boy | 
Archive
Code
. .
template designed by black theme